سيد جلال الدين آشتيانى
31
شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )
بهر حال در عصر شاه سلطان حسين ، مولانا محمد صادق اردستانى فيلسوف و عارف نامدار ( م - 1136 ه ق ) از اساتيد فن عرفان و فلسفه بود ، قسمتى از مبحث وجود را كه به نحو اختصار به زبان فارسى نوشته است و حاكى از عظمت مقام و جذابى تحرير و تقرير وى مىنمايد ، در منتخبات فلسفى تأليف نگارنده در مقدمهء رسالهء اسرار حسينى تأليف ملا عبد الرحيم دماوندى موجود است و رساله وى در قواى نفس بنام « حكمت صادقيه » را كه تقرير درس آن استاد ماهر است در منتخبات آوردهام . قبل از ملا رجبعلى ، ملا حسن لنبانى ( م 1094 ه ق ) ساكن محلّهء لبنان اصفهان كه از مردمان ديلم مىباشد ، كتب فلسفى و عرفانى را تدريس مىنموده است . استاد مسلّم فن عرفان و كتب حكماى اشراق بعد از دورهء ملا محمد صادق مير سيد حسن طالقانى است كه سال رحلت او بدست نيامد . آقا محمد بيدآبادى ( م 1198 ه ق ) « 12 » از تلاميذ عالم محقق ميرزا محمد الماسى ( م 1159 ه ق ) از احفاد مرحوم محقق عارف مجلسى اول و ملا اسماعيل خواجويى ، در عرفانيات راسخ و استاد آخوند ملّا على نورى متوفى 1246 ه ق است .
--> ( 12 ) - مرحوم حكيم ربانى و عارف نامدار و مفسّر محقّق و فقيه و اصولى عظيم الشأن يكى از اكابر معرفت و اعاظم ارباب سلوك و سير معنوى در مدارج ولايت مىباشد . جمعى از اعاظم فقها و مجتهدان عصر او در ايران و اعتاب مقدّسه در سير معنوى و سلوك طريق باطن از او دستور و روش سلوك به طريقهء اهل بيت عصمت و طهارت « عليهم السلام » مىگرفتهاند و از نامههائى كه به برخى از ارادتمندان خود نوشته است نور مىبارد . ايشان جزء هيچ يك از فرق صاحبان ادّعا نمىباشد و التزام بواجبات و مستحبّات و مواظبت بر تهجّد و ادعيه و اذكار خاصّه وارد از اهل بيت نبوت و عترت را يگانه وسيلهء بيدارى از خواب غفلت و شهود انوار جمال حق مىداند . بهترين وسيله براى خلاصى از شرك خفى را كلمهء حقّه « لا إله الّا اللّه » دانسته و مداومت بر اين ذكر نقش اوهام را از قلب پاك مىنمايد ، و از اين ذكر مركب از نفى و اثبات راه به حضرت حق توان برد . افزودن كلمهء محمّد رسول اللّه بر ذكر لا إله الا اللّه و صلوات بر حضرت ختمى مرتبت و اهل بيت او عليهم السّلام كه در حقيقت معناى اسم اعظم حقّند نورانيّت خاصى بقلب عبد عاشق حق مىبخشد . آقا محمّد تفسيرى به برخى از سور قرآن نوشته و يگانه نسخه به خط شكسته و زيباى خود اوست ولى قابل قرائت نمىباشد . حقير يك صفحه از اين تفسير بىنظير را بعد از صرف چندين ساعت استنساخ نمود مطالب آن روان ، جذّاب ولى توأم با مشكلى است كه ذكر شد . اگر كسى نسخهاى از اين تفسير دارد ، بهر قيمتى كه بفروشد ، مىخريم و آن را چاپ و منتشر مىكنيم . استاد افضل المتأخرين ، ملّا على نورى همين مرحوم بيدآبادى است كه جسته ، جسته بر مواضع مشكل اسفار حاشيه دارد و گاهى آخوند نورى از وى مطالب دقيقى نقل مىنمايد .